من نوشت
  
 جانم جایی بین کلمه ها ، روی زمین سیاه سطر و زیر سقف  بی سقف  فاصله نهفته است .
 
مرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
 
آرشیو
موضوع بندی

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 12 بهمن ماه سال 1384
یک سوال ؟!

بی بی سی فیلتر شده !نمی دانم با فیلتر شدن سایت فارسی بی بی سی  که منبع بسیاری از گزارشات روزنامه های ایرانی بود ، آیا این روزنامه ها همچنان از گزارشات بی بی سی استفاده می کنند یا نه ؟

لابد می گویید اینهمه خبرگزاری فیلتر شده که روزنامه ها و حتی رادیو تلویزیون دولتی با ذکر نامشان از مطالبشان بهره می برند و می خوانند ! این را می دانم اما ، به نظرم برای روزنامه ای مثل شرق  که خبرهای روزانه بی بی سی فارسی بسیاری از ستون های خبری موافقش  را پر می کرد ، گران آید که رویه پیشین را بافیلتر شدن این خبرگزاری نه چندان قابل اطمینان اما پرطرفدار ، پی بگیرد ...

 چرا که عادت بر این بوده ، که انعکاس خبرهای رسانه های خبری خارجی با تفسیر و حاشیه خودی ها به خورد ملت برود ، اما در مورد بی بی سی چنین نبوده و عمدتا مطالبش عینا منعکس می شده است ، همانطور که مطالب ایسنا و ایرنا و ...ینا منعکس می شده ... حال با فیلتر شدنش باید نشست و دید که آیا بی بی سی هم می رود در کنار خبرگزاری فرانسه و آسوشیتد پرس و ...  


 
پنجشنبه 1 دی ماه سال 1384
این را هم بیافزایید ...

به نوشته ی پیشینم در زمینه شب های برره این را هم افزون کنید :

بارها و بارها و بارها و بارها عبارت فرهنگ سازی را شنیده ایم ، معمولا هم به گله که باید در فلان زمینه مسیولین کشور فرهنگ سازی کنند ... و تقریبا چنین پاسخ و بهانه شنیدیم که فرهنگ سازی سخت است و دشوار و مشمول مرور زمان و ...

اما هیچ دقت کرده اید به این نکته : با نود شب و هر شب کمتر از سه ربع برنامه ذهن و فکر فرهنگی و اجتماعی را در اختیار گرفتند و خود را در آن جای کردند و قضیه تا بدان جا کش آمده که گذشته از ملی شدن زبان برره ای به جای سخن به فارسی ، نمایندگان مجلس برره ای صحبت می کنند ، حجت الاسلامی ولمسلمین ابطحی ( لینک مطلبش را پیدا نکردم ) در وبلاگش برره ای می نویسند و دیروز هم مهندس  عزت الله ضرغامی را دیدیم که مسافر برره  بودند !

آری این را می گوید فرهنگ سازی ... بازهم فرهنگ سازی سخت است ؟یا عزم می خواهد ؟


 
سه شنبه 29 آذر ماه سال 1384
من این خنده ها را نمی پذیرم

طبق معمول همیشه و هرروز که اگر ببینم نشسته اند به خنده تماشای سریال شب های برره ،شب های حماقت به جدل و بحث می روم ، امروز نیز چنین کردم و از آنتراک بین دو کلاسم در دانشکده ( درست لحظاتی که می کوشی سوپاپ دیگ بخار پز مغرت را اندکی باز کنی ) صحنه بحثی ساختم بس ناجوانمردانه : یک در برابر شش.

وقتی به اعتراض باب سخن گشودم که این چه بساطی است که مشتی ابله برای ما ساخته اند و همه و خودشان را 90 روز است سر کار گذاردند ، دوستی ( اگر شنونده برنامه های رادیوییم بوده اید صدای او را شنیده اید در نقش کلکسیونر اسکناس ) به گله چنین پاسخ داد که ای بابا مردم غم زده و بدبخت ما نباید یک ساعتی ، به دور از جدال های درونی و ماتم زدگی های برونی ، به تفریح بنشینند و همچون دیگر انسان های کره ی زمین خندیدن را تجربه کنند؟

و همین شد دستمایه گپ و گفتی داغ : جوابش دادم اینچنین :

خنده ی ملت ایران هم در طول تاریخ ویژه خودشان بوده است و سبک وسیاقی داشته اند برایش ... دور دست تاریخی ما ، زمانه ای که تلویزیون نبود و ادب تماشا و نمایش الکترونیکی افزون نشده بود به مجموعه ادبیات و فرهنگمان ، طنازان زمانه که من سعدی و کنایه هایش را پدرش می دانم و عبید را فرزندی خلف و دهخدا و جمالزاده را وارثانی با انصاف و حالت و صابری را همرهان معرفت ندیدن ( که قاعدتا باید آنها را همکاران پر سابقه مردکی به نام مهران مدیری بگیریم ) بسیار بود و سبک کارشان چنین که غم و اندوه ملت را ، رنج و محنتی را که زمانه بر دوششان نهاده را ، دستمایه طنزی کنند تا هم غم زمانه را روایت کنند تا همگان بدانند و بماند برای آینده و هم خنده را به چاشنی به درد افزایند و این بیاموزند که مخور غم جهان گذران و بخند به مشکلاتت ... و نا خودآگاه یا شاید هم خود آگاه تاریخ نویسی اجتماعی به روایت شیرین نیز بکنند. من این تلفیق خنده در کنار غم را گام برداشتن در سیر تعادل می دانم ( نه خندیده ای که غم فرامشوت شود و نه به ماتم زده ای می مانی که خنده فراموشت شده است ) . پس این برهان که آری ” ملت ماتم زده به چرندی به نام شب های برره بخندید تا غم فراموشتان شود یا گریبانتان را یک ساعتی برهاند “ را منطقی نمی دانم که هیچ به دلایل زیر بی فایده که مضر می دانم :

1- آنطور که نوشتند و خواندیم چندین میلیارد پول بی زبان ملت را در جهت تحمیقشان به کار بستند.

2- نه روایت درد کردند به زبان طنز ، نه درسی دادند از جنس مخور غم جهان گذران و نه تاریخی نوشتند از جنس کاری که دهخدا کرد در مشروطیت و جمالزاده کرد کمی پس از آن .... تنها به خندیدن به مشتی موجودی خیالی در سرزمینی خیالی رفتیم که معلوم نیست به چه هدف به تصویر کشیده شده اند

3- روی برگردان آیندگان از پیشنیان که ما باشیم نیز شدند . بعید می دانم لذتی که در خواندن دهخدا نامه و چرند و پرند و نوشته های جمالزاده برای ما هست ، در تماشای شب های برره برای آیندگان باشد. ( مگر آنکه از ما سوخته تر و باخته تر باشند )

براستی که اگر اندازه یک نخود برره ای عقل باشد و احترام به خودمان در گذشته گریستن باید به جای خنده ، که چه بودیم در ادب و چه شدیم از بی ادبی ...

 


 
یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
حکایت گفت و گفت در خبر بیست و سی دقیقه تلویزیون

تهیه کننده محترم خبر بیست و سی دقیقه شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران ، این نکته را در تنظیم خبرهایتان از من حقیر ، فقیر سرا پا تقصیر بپذیرید : هیچگاه در تنظیم خبر دو کلمه مشابه را پشت سر هم نیاورید . چند لحظه قبل ، خبری بدین مضمون از این برنامه پخش شد :

وزیر کار به خبرنگار ما پیرامون این قضیه توضیحی گفت و گفت : ( پخش تصویر وزیر کار ... )

شما را به خدا کلمه ای نبود جایگزین این دو تا گفت پشت سر هم بنشانید . مثلا بگویید : وزیر کار به خبرنگار ما پیرامون این قضیه توضیحی گفت و افزود : ... تازه اصلا عبارت ” وزیر کار به خبرنگار ما پیرامون این قضیه توضیحی گفت “ خودش ذاتا مشکل دارد ... ولی حالا با اغماض از این اشتباه ، اشتباه اول غیر قابل چشم پوشی است . هست؟

اگر اشتباه می گویم اصلاحم کنید اگر نه هم که بپذیرید ...


 
یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
اندر باب تحسین فیلترینگ ...

خداحافظ خزان در خبرهای امروز آمده است : 48 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، نسبت به فیلترینگ سایت های اینترنتی به آقای صفار هرندی ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، اعتراض کردند.

گرچه در گزارشهای مخابره شده ، نیامده که این نمایندگان متعلق به کدام طیف و جناح سیاسی هستند ، اما با توجه به موضع گیریشان ، در زمینه فیلترینگ سایت های خبری رویداد و امروز متعلق به اصلاح طلبان ، می توان حدس زد که از اقلیتی ها هستند .

حالا این حرفها را بگذاریم کنار ، تنها اشارتی باید ، تا به موضوعی که می خواهم امروز بدان بپردازم برسیم :

همه می دانند که فیلترینگ اینترنت عملکرد جالبی نیست و من هم جزو همه ، اما شما را به خدا به خودا ، کمی هم انصاف باید ! اگر همه سایت های اینترنت را حتی ، سایت کمپانی پارس آنلاین سر دسته فیلتر کن های محله را فیلتر کنند اعتراض بایدش اما ، اعتراض به فیلتر کردن سایت حسین درخشان ( مافیای حودر!) به قول علما جایز نیست ! در واقع هر آنچه که بر سر این مرتیکه کچل و گنده گوز و دوز بیاد شایسته و بایسته اش هست! چرایش را برایتان می گویم :

در طبیعت تا بوده مکانیسم کنش و واکنش وجود داشته ، تا اونجایی که ذهنم یاری میده ، درخشان در کوس جبهه ضد فیلتر کردن اینترنت کوبیده ولی بزرگترین قدم ها رو در راه فیلتر کردن اینترنت برداشته .... چه طوری؟ درخشان یک جور تابلو کن محله ! یعنی اون چیزهایی که کسی حتی فکرش رو هم نمی کنه که قراره فیلتر بشن ، رو روو می کنه و انگشت حمایت روش میزاره ، با طرح این پرسش که مبادا این سایت فیلتر بشه پروژشو ادامه می ده و انقدر میگه تا بالاخره کار از کار بگذره . یک ایضا هم زیر اسم مسعود بهنود و نشریه اینترنتی روز آنلاین  هم که به برکت شرکت مخابرات فیلتر بشن انشاالله بزنید . تشکر ...

گفتم فیلترینگ ، این را هم با تاسف بگم که پادکست ها یا رادیو های شخصی اینترنتی هم زیر آماج فیلترینگ دارن جان می دهند و می سوزند ولی نمی بازند . پادکست نشریه اینترنتی  هفت سنگ از آن جمله است ...  

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 11412


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها